والفجر مقدماتی

والفجر مقدماتی

والفجر مقدماتی

تاریخ عملیات: ۱۷ بهمن ۱۳۶۱
تعداد مشاهده: ۱۹۴۹
مکان عملیات: جنوب، موقعیت: جنوب فکه
ارگان عمل‌کننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
رمز عملیات: یا الله، یاالله، یاالله
نوع تک: گسترده
استعداد نیروهای درگیر: ایران: 164 گردان پیاده، زرهی و مکانیزه و 23 گردان توپخانه، عراق: 76 گردان پیاده، زرهی و مکانیزه و 4 گردان گارد ریاست‌جمهوری
تلفات انسانی عراق: 2613 نفر
هدف عملیات: تصرف مناطق شمال هورالهویزه با هدف وادار کردن عراق به قبول آتش‌بس
خلاصه‌ای از عملیات:
خیانت منافقین باعث شد تا نیروهای دشمن کاملاً در برابر حمله نیروهای ایرانی آماده باشند و در نهایت نیروهای ایرانی به مواضع اولیه خود بازگشتند.
شرح عملیات:
در حالی‌که عدم‌موفقیت در عملیات رمضان، دورنمای پیشروی در شرق بصره را دور از دسترس نشان می‌داد، پیروزی در عملیات محرم و تسلط بر زمین‌های تخت استان میسان، دستیابی به شهر العماره عراق- که به‌عنوان تهدید هم‌زمان علیه دو شهر بصره و بغداد محسوب می‌شد- را امکان‌پذیر کرده بود. به همین منظور و نیز از آن‌جایی‌که فرماندهان جنگ ناگزیر بودند در مقابل تجهیزات برتر عراق، زمین سخت را گزینش کرده و درگیری در وضعیت دشوار را به دشمن تحمل کنند، منطقه رملی غرب ارتفاعات میشداغ -حدفاصل فکه تا چزابه- برای انجام عملیات سرنوشت‌ساز والفجر انتخاب گردید.
اهداف عملیات:
اولین هدف تصرف پل غزیله بود و چنان‌چه این مرحله از عملیات با موفقیت انجام می‌شد، تصرف شهر العماره به‌عنوان دومین هدف در دستور کار قرار می‌گرفت.
موقعیت منطقه:
منطقه عملیاتی از شمال به میشداغ و برقازه از جنوب به هورالهویزه از شرق به چزابه و شهر بستان و از غرب به شهر العماره عراق و رودخانه دجله منتهی می‌شد.
در منطقه مزبور رودخانه‌های متعددی وجود دارد، از جمله: رودخانه دویرج که از کوه‌های شمالی منطقه سرچشمه گرفته و به هورالسناف می‌ریزد و رودخانه میمه که سرچشمه آن ارتفاعات ایلام است و به طرف هوربن عمران(جنوب هورالسناف) منتهی می‌شود.
استعداد دشمن:
مسئولیت پدافند از منطقه عملیاتی(از چیلات تا هورالعظیم) به‌عهده سپاه چهارم عراق بود. لشگرهای سازمانی این سپاه نیز عبارت بودند از:
الف- لشگر 14 پیاده شامل:
- تیپ 421 پیاده
- تیپ 422 پیاده
- تیپ 18 پیاده کوهستانی
- تیپ گردان تانک سیف سعد
منطقه گسترش لشگر 14 از شیب تا پاسگاه دویرج و مقر فرماندهی آن نیز در غرب تقاطع جاده چزابه-غزیله با جاده صفریه بود.
ب- لشگر 1 مکانیزه شامل:
- تیپ 108 پیاده
- تیپ 501 پیاده
- تیپ 1 مکانیزه
- تیپ‌های 92، 93 و 94 پیاده، 34 زرهی و 27 مکانیزه(به‌عنوان احتیاط) منطقه گسترش این لشگر از پاسگاه دویرج تا پاسگاه پیچ انگیزه و مقر فرماندهی آن نیز در جنوب منطقه بزرگان بود.
ج- لشگر 10 زرهی شامل:
- تیپ 17 زرهی
- تیپ 42 زرهی
- تیپ 34 زرهی
- تیپ 24 مکانیزه
- تیپ 412 پیاده
منطقه گسترش این لشگر از پیچ انگیزه(شیار به جلیه) تا جنوب‌غربی دهلران(چیلات) بود.
د- نیروهای احتیاط شامل:
- لشگر 3 زرهی، در منطقه شرق هورالسناف جنوبی
- تیپ 30 زرهی از لشگر 6 زرهی، در منطقه جنوب زبیدات
- تیپ 16 زرهی از لشگر 6 زرهی، در منطقه العماره
- تیپ 25 مکانیزه از لشگر 6 زرهی، در منطقه شرق هورالسناف
- تیپ 37 زرهی از لشگر 12 زرهی، در منطقه بزرگان
- تیپ 101 پیاده گارد مرزی، در منطقه العماره
- تیپ 10 زرهی وابسته به ستاد کل، احتمالاً در شمال العماره
- تیپ‌های 48 پیاده و 49 زرهی ار لشگر 11، در منطقه العماره
- تیپ 51 زرهی مختلط، در منطقه فکه
- گارد ریاست‌جمهوری، در منطقه بزرگان
_ تیپ 704 پیاده در منطقه صفریه تا رشیده
قوای خودی:
بعد از عملیات محرم، سپاه پاسداران درصدد گسترش سازمان رزم خودی برآمد. برهمین اساس لشگر فتح به سپاه 3 صاحب‌الزمان(عج) تبدیل شد و سازمان تمامی تیپ‌های تابع آن به جز تیپ 44 قمربنی‌هاشم(ع) نیز به لشگر تغییر یافت.
لشگر ظفر نیز سپاه 11 قدر را تشکیل داد و در نتیجه دو تیپ 27 و 31 آن به لشگر تبدیل شدند و سه تیپ جوادالائمه(ع)، امام رضا(ع) و امام صادق(ع) نیز لشگر نصر5 را به‌وجود آوردند. هم‌چنین، یک تیپ مستقل به‌نام تیپ 10 سیدالشهدا(ع) تشکیل شده و تحت‌امر این سپاه درآمد.
لشگر فجر هم با تیپ‌های المهدی(عج)، امام سجاد(ع) و ثارالله به سپاه هفتم حدید تبدیل شد. در این میان لشگر فجر با همان سازمان لشگر باقی ماند تیپ ثارالله نیز که به لشگر تبدیل شده بود، به اتفاق لشگر قدس(شامل: لشگر 7 ولی‌عصر و تیپ 15 امام حسن) و لشگر 8 نجف تحت‌امر سپاه هفتم قرار گرفتند.
به این ترتیب با گسترش سازمان رزم سپاه پاسداران و ایجاد سه سپاه عملیاتی، قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء(ص) جهت انجام این عملیات استعداد زیر را درنظر گرفت:
قرارگاه کربلا هدایت نیروهای زیر را به‌عهده داشت:
سپاه 3 صاحب‌الزمان(عج)
لشگر 14 امام حسین(ع) با استعداد 8 گردان
لشگر 25 کربلا به استعداد 11 گردان.
لشگر 17 علی‌بن ابی‌طالب(ع) با استعداد 14 گردان
تیپ مستقل 44 قمربنی‌هاشم(ع) با استعداد 5 گردان
سپاه 7 حدید
قرارگاه قدس هدایت نیروهای زیر را به‌عهده داشت:
لشگر 7 ولی‌عصر(عج) با استعداد12 گردان
تیپ 15 امام حسین(ع) با استعداد 10 گردان
لشگر 8 نجف اشرف با استعداد 14 گردان
لشگر 41 ثارالله(ع) با استعداد 11 گردان
لشگر 19 فجر با استعداد 24 گردان
قرارگاه نجف هدایت نیروهای زیر را به‌عهده داشت:
سپاه 11 قدر
لشگر 27 محمد رسول‌الله(ص) با استعداد 24 گردان
لشگر 31 عاشورا با استعداد 13 گردان
تیپ مستقل 10 سیدالشهدا(ع) با استعداد 7 گردان
ضمناً، از ارتش نیز یگان‌های زیر تحت‌امر فرماندهی این عملیات بودند:
لشگر 16 زرهی با استعداد 6 گردان تانک و 6 گردان مکانیزه
تیپ 84 خردم‌آباد با استعداد 4 گردان پیاده و 1 گردان تانک
هم‌چنین استعداد توپخانه شرکت‌کننده در این عملیات عبارت بودند از:
ارتش: 16 گردان
سپاه: 7 گردان

طرح عملیات:

در طراحی عملیات مقرر شد قوای دو قرارگاه کربلا و نجف به طرف العماره تک نمایند. در مرحله اول، قوای قرارگاه نجف در محور طاووسیه تا رشیده، حدفاصل خط تا کانال‌های آخر را تصرف کرده و در مرحله دوم و در ادامه تک، جناح راست تا حاشیه جنوبی دویرج(پشت جاده آسفالت فکه و در غرب بزرگراه و سرپل حلفائیه) را تصرف نمایند. نیروهای قرارگاه کربلا نیز می‌بایست با استفاده از معابر وصولی جای پای تصرف شده توسط قرارگاه نجف را تا چزابه ادامه داده و در پشت کانال پدافند نمایند.

در مرحله دوم منطقه شرق غزیله و شمال هورالهویزه پاکسازی شده و سرپل غزیله تأمین گردد. هم‌چنین با احداث خاکریز، جناح قوای کربلا می‌بایست تأمین شود تا چنان‌چه مأموریت قوای نجف در رسیدن به جاده با مشکل مواجه شد، جناح قوای کربلا از تعرض و آسیب دشمن مصون بماند.

در صورتی‌که اهداف مراحل اول و دوم عملیات تحقق می‌یافت، چنین پیش‌بینی شده بود که با بازسازی یگان‌ها و ایجاد شرایط مناسب و نیز با توجه به وضعیت دشمن، عملیات در مرحله سوم به سمت العماره ادامه یابد. هم‌چنین مقرر شد در منطقه چیلات و طیب تک فریب انجام شود. لشگر 14 امام حسین(ع) نیز مأموریت داشت تا در منطقه فاو عملیات فریب انجام دهد.
شرح عملیات:
در ساعت 21:30 روز 17/11/1361 پس از اعلام رمز مبارک یاالله، یاالله، یاالله عملیات از پنج محور شمال و جنوب رشیده، صفریه و ارتفاعات چرمر و خاک آغاز شد و نیروها در تاریکی مطلق شب به‌منظور پاکسازی میادین مین و شکستن خطوط دفاعی دشمن و رخنه در این خطوط پیشروی کردند. وسعت و عمق موانع و استحکامات دشمن و وجود کانال‌های متعدد که دشمن برای ایجاد آن‌ها تلاش بسیاری متحمل شده بود، سرعت لازم را از نیروها گرفت.
در نتیجه، اگر چه خط اول دشمن شکسته شده بود، لیکن به دلیل عدم پاکسازی منطقه-در حالی‌که تاریکی شب رو به پایان بود- طبیعی به‌نظر می‌رسید که امکان استقرار کامل وجود نداشته باشد. در واقع تاریکی مطلق شب، عدم‌الحاق نیروها و پاکسازی منطقه، عمق و وسعت زیاد میادین مین، هوشیاری و اطلاع قبلی دشمن نسبت به وقوع عملیات، عوامل بازدارنده‌ای بودند که به عدم‌تأمین کامل اهداف مرحله اول عملیات منجر شدند.
به‌رغم وضعیت موجود به خاطر موقعیت خاصی که به تبع آغاز عملیات در میان مردم ایجاد شده بود و از طرفی به دلیل امیدواری مسئولین و نیز تبلیغات سوء دشمن و ... مرحله دوم عملیات در ساعت 21 روز 20/11/1361 به‌منظور انهدام نیرو و تجهیزات دشمن آغاز گردید. اما این بار نیز عدم‌هماهنگی در نیروهای عمل‌کننده و هم‌چنین هوشیاری دشمن و احاطه او بر راهکارهای خودی، مانع از پیشرفت رزمندگان گردید.
بررسی عملیات:
از ابتدای پیشروی نیروهای خودی از نقطه رهایی تا رسیدن به خط دوم دشمن بیش از 16 نوع مانع از سوی دشمن تعبیه و ایجاد شده بود و یا به صورت عارضه طبیعی منطقه وجود داشت. دشمن با این اقدامات در واقع آن‌چه را به صورت تجربه از عملیات‌های گذشته به‌دست آورده بود، تقریباً به صورت کامل در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی اجرا کرد.
ارتش عراق سعی داشت با موانع یاد شده تا حدامکان در پیشروی نیروهای ایرانی تأخیر بیاندازد. از این‌رو، موانع مزبور به منزله زنگ خطر و عامل هشداردهنده محسوب می‌شد. و از طرفی به‌طور طبیعی توان نیروها را جهت تأمین اهداف در شب می‌گرفت، علاوه‌بر این، گرفتن جناح و به‌کارگیری نیروی احتیاط دو موضوع قابل‌توجه بود که در تاکتیک‌های دشمن در عملیات والفجر مقدماتی مشاهده گردید.
موضوع دیگر این‌که در گذشته نیروهای هجومی و اصلی دشمن در خطوط حضور داشتند و به‌طور طبیعی در معرض آسیب‌پذیری نیروهای مهاجم بودند؛ لیکن در این عملیات نظر به این‌که دشمن شکستن خط را برای خود مفروض می‌دانست، نیروهای هجومی‌اش را در احتیاط قرار داد و با گذاردن نیروهای پدافندی در خط و عمق بخشیدن به میادین مین و ایجاد موانع دیگر عملاً سعی بر این داشت که پس از گرفتن توان نیروهای مهاجم با وارد کردن نیروهای اصلی خود مناطق تصرف شده را بازپس گیرد.
نتایج عملیات:
با این عملیات طراحان نظامی خودی دریافتند که عملیات‌های بعدی باید در مناطق عاری از نقاط قوت دشمن(موانع، آتش توپخانه و ...) انجام شود. از سوی دیگر، مناطق انتخابی باید به‌گونه‌ای باشند که ضعف‌های خودی در آن کمتر بوده و جنگ متکی به نیروهای انسانی در آن مناطق عملی باشد. مضافاً به این‌که فرماندهان سپاه پاسداران به این نتیجه رسیدند که باید ضمن پرهیز از انتخاب مناطق با عمق زیاد، این انتخاب متناسب با قوای خودی باشد.
ضمناً در این عملیات علاوه بر انهدام قابل‌توجه تیپ‌های 905 و 704 و یک گردان از نیروهای سودانی تعداد 113 تن از نیروهای دشمن اسیر شدند.
نتایج عملیات
مناطق آزاد شده:
ـ پاسگاه‌های ایرانی سوبله، صفریه، رشیده، و طاووسیه
ـ پاسگاه‌های عراقی وهب، کرامه، صفویه
تجهیزات منهدم شده دشمن:
ـ 5 فروند هواپیما
ـ بیش از 80 دستگاه تانک و نفربر
ـ بیش از 120 دستگاه خودرو نظامی
ـ تعداد زیادی سلاح سبک و نیمه‌سنگین
یگان‌های منهدم شده دشمن:
ـ تیپ 12 از لشگر 3 زرهی شامل گردان‌های قادسیه، قطبیه، معتصم و گردان 3 مکانیزه، تیپ 702 پیاده از لشگر 14، گردان‌های المثنی و الانتصار و یک گردان از تیپ 505 گردان کماندویی حطین
تعداد کشته و زخمی‌های دشمن: بیش از 4500نفر
تعداد اسرا: 120 نفر
بازتاب عملیات والفجرمقدماتی:
عمليات‌»والفجر مقدماتي» با هدف‌ تصرف‌ پل‌»غزيله» و سپس‌ پيشروي‌ به‌سوي‌ شهر«العماره» عراق‌ طرح‌‌ريزي‌ شده‌ بود. البته‌ انجام‌ عمليات‌ محرم‌ دسترسي‌ به‌ اين‌ مهم‌ را آسان‌ جلوه‌ مي‌داد. دراين‌ عمليات ‌48 گردان‌ از سپاه‌ و 16 گردان‌ از ارتش‌ به‌ مصاف ‌80 گردان‌ از عراق‌ رفتند.
در ساعت‌21 و30 دقيقه ‌18 بهمن‌‌ماه‌1361 رمز عمليات‌ از قرارگاه‌»خاتم‌الانبيا(ص)» به‌ گوش‌ رزمندگان‌ مستقر در خطوط‌»فكه» رسيد: «ياالله‌ يا الله‌ يا الله». حمله‌ از سه‌ محور آغازشد و نيروها در تاريكي‌ مطلق‌ شب‌ به‌منظور شكستن‌ خطوط‌ دفاعي‌ دشمن‌ پيش‌ رفتند. نكته‌ قابل‌‌ملاحظه‌ در اين‌ عمليات، موانع‌ ايذايي، استحكامات، كانال‌هاي‌ عميق‌ و متعدد و وجود ميدان‌هاي‌ مين‌ فراوان‌ و گوناگون‌ دشمن‌ در دشت‌هاي‌ رملي‌ و خشك‌ بود كه‌ عراق‌ طي‌ چند ماه‌ كوشش‌ آن‌ها را فراهم‌ آورده‌ و چيده‌ بود. اين‌ عوامل‌ سبب‌ كندي‌ حركت‌ يگان‌هاي‌ خودي‌ شده‌ و در نتيجه‌- با وجود شكسته‌ شدن‌ خط‌ دشمن، نيروها به‌ يكديگر ملحق‌ نشده‌ و همان‌جا در عمق‌ موانع‌ و خطوط‌ دشمن‌ موضع‌ گرفتند. اين‌ موضوع‌ با روشنايي‌ سپيده‌ دم‌ مشكل‌ را دو چندان‌ كرد.
عراقي‌ها هر آن‌چه‌ از عمليات‌ رمضان‌ و حمله‌هاي‌ مشابه‌ درس‌ گرفته‌ بودند،- از جمله‌ لايه‌هاي‌ تودرتو و پيچيده‌ دفاعي- در عمليات‌ والفجر مقدماتي‌(فكه) به‌ كار بستند. از آن‌جا كه‌ انجام‌ اين‌ حمله‌ با روزهاي‌ دهه‌ فجر سال ‌1361 مقارن‌ شده بود، پيش‌بيني‌ مي‌شد كه‌ در سرنوشت‌ جنگ‌ تأثيرگذار باشد، ولي‌ چنين‌ نشد و پسوند«مقدماتي» بر عمليات‌»والفجر» گذاشته‌ شد. در آستانه‌ اين‌ عمليات‌»غلامحسين‌ افشردي» معروف‌ به‌»حسن‌ باقري» فرمانده‌ اطلاعات‌ و عمليات‌ قرارگاه‌ خاتم‌الانبيا و فرمانده‌ نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ و چند تن‌ ديگر از جمله‌»مجيد بقايي» فرمانده‌ قرارگاه‌ كربلا به‌ شهادت‌ رسيدند. در اين‌ عمليات‌ بيش‌ از80 دستگاه‌ تانك‌ و نفربر،120 دستگاه‌ خودرو و تعداد زيادي‌ سلاح‌ سبك‌ و نيمه‌‌سنگين، 5 فروند هواپيما منهدم‌ و4620 نفر از نيروهاي‌ دشمن‌ كشته، زخمي‌ و اسير شدند.