منصور ستاری

شهید منصور ستاری

تاریخ شهادت:
۱۵ دی ۱۳۷۳
تعداد بازدید ۶۱۷۶ بار
در نوشته‌های به‌جا مانده از "ستاری" آمده كه وی در بخشی، این‌گونه سخن رانده است:
«اگر كسی در جمهوری اسلامى ایران بخواهد مسئولیت داشته باشد، نباید ناز پرورده باشد. ... در برابر دنیایی كه روبه‌روی ما قد علم كرده، باید قوی بود؛ اراده باید قوی باشد و جوان‏ها باید از پیرها بیاموزند و كار بفهمند. این جمهوری اسلامی ... كه آدم معمولی نمی‌تواند از پس آن بربیاید، وای به این‌كه آدمی در لای زرورق هم بزرگ شده باشد! در سختی و رنج بزرگ‌شدن، برای سیستم مدیریتی كشور بسیار مفید است.»
در جای دیگری، سخن دل شهید ستاری این است كه «... خودكفایى چیزی است كه امام خمینى(ره) می‌فهمیدند و می‌دانستند كه این موضوع چگونه آدم را از زیر یوغ دیگران بیرون می‌آورد. شما به وصیت‌نامه حضرت امام خمینی(ره) كه توجه می‌كنید، متوجه می‌شوید چقدر روی این بخش حساس هستند. می‌فرمایند: باید روی پاهای خودتان بایستید؛ چون در رنج بزرگ شده و می‌فهمد كه می‌شود خودكفا بود.»(اكبر و دیگران، ص31)

زندگینامه و آموخته‌ها
امیر سرلشكر منصور ستاری، فرمانده نیروى هوایى ارتش جمهورى اسلامى ایران، در روستای "ولی‌آباد" شهرستان ورامین تهران در 29 اردیبهشت 1327 پا به گیتی گذاشت. نه ساله بود كه با درگذشت پدر، زندگی پر فراز و نشیب خویش را آغاز كرد. پدرش، "حاج حسن" شاعری فاضل بود كه دیوانی از او به نام "ماتم‌كده عشاق" به یادگار مانده است. سخت‌كوشی، مدیریت رویدادها و خودكفایی، سه درس ارزنده‌ای بود كه او از پدر و محیط زندگیش فرا گرفت.(همان، ص4)
منصور دوران دبستان را، در "ولی‌آباد" ورامین و دبیرستان را هم در روستای "پویینك" باقرآباد در هفت كلیومتری زادگاهش به پایان رسانید.
در سال 1346 وارد دانشگاه افسرى در تهران شد و پس از پایان یافتن دوره آموزشی، به درجه ستوان دومی نایل آمد.
در سال 1350 برای گذراندن دوره یك‌ساله كارآموزی راهبری رادار، به آمریكا فرستاده شد و پس از بازگشت در جایگاه افسر راهبر هواپیماهای شكاری نیروی هوایی مشغول به‌كار شد. سه سال بعد در 1354، در كنكور سراسری دانشگاه‌ها شركت كرد و در رشته مهندسی برق و الكترونیك پذیرفته شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامى و آغاز جنگ تحمیلى عراق علیه این انقلاب نوپا، دفاع از میهن اسلامی خود را برتر شمرد و تحصیل را رها كرد.(سجادی‌انصاری و احمدی، ص51)
با دگرگونی‌های بنیادی در نظام آموزش عالی كشور كه برآمده از فرهنگ ریشه‌دار اسلامی پس از انقلاب بود، دیگر بار به دانشگاه راه یافت و در همان رشته مهندسی برق و الكترونیك دانش آموخته شد.
تلاش‌های پیش از انقلاب
شهید ستاری به هنگام قیام پانزده خرداد 1342، در ورامین و در كلاس هشتم مشغول تحصیل بود و در آن روزها نیز امتحان‌های پایان سال خویش را پشت سر می‌گذاشت. همان روزها بود كه حكومت ستم‌شاهی، مردم ورامین را در 15 خرداد 1342 به خاك و خون كشاند. در پی آن رویداد جانكاه، مردم به ستاری و چند تن از دوستانش پیشنهاد كردند كه به دلیل كم بودن سن‌شان و حساس نبودن مزدوران پهلوی به آن‌ها، به محل درگیری بروند و زخمی‌ها را بیاورند. مشاهده خون شهیدان ریخته شده و وضعیت سهمگینی كه در آن‌جا وجود داشت، تأثیر ماندگاری بر ذهن ستاری بر جای گذاشت. پس از آن بود كه پسر عمه‌اش، وی را با امام خمینی(ره) و اندیشه‌های ایشان آشنا كرد.(همان، ص28)

شهید و دوره انقلاب اسلامی
در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی زودتر از دیگر نیروها در 19 بهمن 1357 به سیل خروشان انقلابی مردم پیوست و هنوز انقلاب پیروز نشده بود كه افسران نیروی هوایی با لباس نظامی و در صف‌های منظم به دیدار امام خمینی(ره) شتافتند.
پیش از پیروزی انقلاب، نیروهای ضد اطلاعات ارتش حكومت دست‌نشانده پهلوی، شماری از كاركنان پدافند هوایى، همچون سروان منصور ستاری را زیر نظر داشتند. حضور در دسته‌های مذهبی، سخنرانی‌های انقلابی و پخش اعلامیه‌های امام میان كاركنان نیروی هوایی، هراسی در دل نوكران حكومت خودكامه پهلوی ایجاد كرده بود.
از دی ماه 1357، شهید ستاری تصمیم گرفته بود كه با نوشتن نامه‌ای به كمك "آیت‌الله محمد یزدى"، تكلیف گروهش كه فعالیت انقلابی خود را پنهانی دنبال می¬كردند، از امام(ره) خواستار شوند. محتوای نامه او به امام خمینی(ره) این بود كه «در این موقعیت حساس در نیروی هوایی بمانند و یا بیرون بروند؟»(نوایی لواسانی، ص27) پاسخی كه امام خمینی(ره) به نامه شهید ستاری دادند، در برگیرنده این نكته بود كه «نمی‌خواهند ارتش را منحل كنند و نیاز است كه كاركنان پدافند هوایی در بخش‌های خود بمانند و در راه پیروزی انقلاب به تلاش خود ادامه دهند.» پیرو این فرمایش، در 21 بهمن 1357 كه گارد شاهنشاهی هنوز به دستور نظامیان آمریكایی برجای مانده در ایران، در اندیشه كودتا بودند، شهید ستاری به همراه دانشجویان، دیگر كاركنان نیروی هوایی و مردم انقلابی تهران علیه نیروهای فریب‌خورده شاه به سختی جنگیدند؛ آن‌ها پادگان گارد شاهنشاهی را آزاد كردند و به نیروهای مردمی سپردند و منتظر فرمان بعدی امام(ره) ماندند.(همان، صص 29-28)
فریاد شادی از هر كوی و برزن بلند گشت و روز پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 فرارسید؛ آخرین دودمان پادشاهی ایران و نظام 2500 ساله شاهنشاهی فروپاشید و به زباله‌دان تاریخ سپرده شد؛ پنجاه هزار مستشار نظامى آمریكایی از ایران، رانده و چاه‌های نفت از بیگانگان پس‌گرفته شدند؛ سفارت اسرائیل در تهران، برچیده و نظام جمهورى اسلامى ایران برپا گردید.
جنگ تحمیلی و شهید ستاری
پس از پیروزی انقلاب شكوه‌مند اسلامی، استكبار جهانی به سركردگی آمریكا و صهیونیسم بین‌الملل در چهار گوشه كشور، در كردستان، آذربایجان، خوزستان، سیستان و بلوچستان، گنبد كاووس و تركمن‌صحرا فتنهها و آشوب‌های بسیار آفریدند و كوشیدند با ترور، شورش و كودتاهای پی‌در‌پی جمهوری اسلامی ایران را دچار فروپاشی كنند.
خواست استكبار این بود تا بار دیگر نفت و دیگر دارایی‌های ایران را به تاراج ببرند، اما هنگامی كه هیچ كدام از این ابزارها را كارساز ندیدند، به حكومت دست‌نشانده عراق دستور دادند كه با بهره‌گیری از هم پاشیدگی ارتش در ایران، دست به حمله نظامی بزند. بعثى‏هاى عراق در 31 شهریور 1359، ایران اسلامی را زیر آتش سراسری دوازده لشكر تا بن دندان مسلح خودشان گرفتند و از مرزهای غربی و جنوبی ایران، تاخت و تاز را آغاز كردند.
ستاری كه افسرى مؤمن و تیزهوش بود، از همان آغاز جنگ تحمیلی، طرح‌هایی را در زمینه سامانه‌های راداری و پدافندی كشور به اجرا گذاشت، كه چون سدی استوار در برابر زنجیره تجاوزهای دشمن كارگر گشتند.
از نیمه مهر تا پایان 1359، سنگین‌ترین حملات فرماندهی وی علیه ستون‌های نظامی دشمن بعثی انجام گردید؛ در آن هنگام نیروهای مردمی تنها در چارچوب جنگ‌های چریكى می‌توانستند در برابر دشمن پایداری كنند و هیچ‌گونه نیروی رزمی سازمان‌یافته كارایی وجود نداشت. از این‌رو، نیروى زمینی عراق را تنها نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران مهار می‏كرد.
از روزهای به‌یاد ماندنی دفاع مقدس، روز هفتم آذرماه 1359 بود. طی این روز، نیروی هوایی به فرماندهی شهید ستاری از سپیده¬ صبح تا غروب در آسمان خلیج فارس در نبرد بود و دیگر برای عراق چیزی به نام نیروى دریایى برجای نگذاشت؛ به‌گونه‌ای كه حتی تا واپسین روزهای جنگ تحمیلى، پشتیبانان شرقی و غربی عراق هم نتوانستند نیروی دریایی بعثی‌ها را بازسازی كنند. در روز هفتم آذر، هواپیماهای شكاری بمب‏افكن ایران اسلامی، یازده فروند شناور نیروبر و ناوچه‌های موشك‌انداز عراق بعثی را غرق و هفت فروند هواپیمای شكاریش را سرنگون كردند.
در نبرد "فتح‌المبین" در دوم فروردین 1361، حضور نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به فرماندهی شهید ستاری بسیار چشمگیر بود و بیش از 22 فروند هواپیمای دشمن در این نبرد نابود گشتند؛ نبرد فتح‏المبین با بمباران در ارتفاع بالا و با سرعتی بیش از سرعت صوت آغاز شد. ستاری پس از چندی از دانش و كارایی خود برای راهبری هواپیماهای جنگنده رهگیر بهره گرفت.
وی توانست در سوم اسفند 1362 در نبرد "خیبر" و پس از آن یعنی در 1363، پایگاه موشكی زمین به هوایی را در منطقه هورالهویزه در غرب دشت آزادگان خوزستان كه به نام پایگاه پیروزی شناخته می‌شد، به پیشرفت‏های خوبی برساند و برای نخستین‌بار آنتن‏های رادار را از گزند موشك‌های ضدرادار در میدان جنگ حفظ نماید. در نبرد خیبر كه در محور هورالهویزه در شمال بصره عراق رخ‌داد، زمانی كه خلبان ستاری به همراه همرزمانش در بمباران شیمیایی دشمن بعثی گیر افتادند، او ماسك خود را به پیرمردی كه راننده لودر بود، بخشید و بر اثر این اقدام، تا پایان عمر از حس بویایی بی‌بهره شد.(سجادی انصاری و دیگران، صص54-53)
در بهمن ماه 1365 به فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد و تا پایان عمر عهده‌دار این مسئولیت مهم بود.
شهید ستاری، با راه‌اندازی تأسیسات و امكانات نوین تعمیر و نگهداری، توان نگهداری ابزار رزمی را بالا برد. ساخت هواپیمای پرستو، از دیگر گام‌های پرارج اوست؛ این هواپیما از نظر شگرد رزمی شبیه هواپیمای بونانزای ساخت آمریكاست.
یكی از مهم‌ترین تلاش‏های ستاری طی سال‌های 1366 تا پایان دفاع مقدس، پشتیبانی از ناوگان بازرگانی و كشتی‌های نفتكش ایران در خلیج فارس و دریای عمان بوده است؛ انجام عملیات پشتیبانی با توجه به گستره نبرد روزانه نیروی هوایی، كاری بس بزرگ بود.
پاسداری از "مجتمع پتروشیمی بندر امام خمینی(ره)" در شهرستان ماهشهر خوزستان، میدان گازی" بندر كنگان" استان بوشهر و كاركنان پدافندی نیروی هوایی، طراحی و ساخت خودرو "شمس14" در چهاردهم دی 1373، راه‌اندازی خطوط هوایی سازمان هواپیمایی ارتش جمهوری اسلامی ایران(ساها)، از كارهای دیگر دوره فرماندهی شهید ستاری می‏باشند.
ستاری در زمینه خودكفایی با كمك فرماندهان و كاركنان نیروی هوایی، طرح‌های بلندمدتی را پی‌ریزی نمودند كه یكی پس از دیگری جامه عمل پوشیدند. یكی از این طرح‌ها، طرح هواپیمای جنگی آذرخش بود كه پس از شهادت وی و با حضور رهبر فرزانه انقلاب، آیت‌الله سیدعلى خامنه‌اى، در 1376 به پرواز درآمد.(همان، صص52-51)

به‌طور کلی اقدامات شهید ستاری بر چهار ركن اصلی استوار بود:
۱ـ طرح و برنامه صحیح از ابتدای فرماندهی همراه با آینده‌نگری هرچه ژرف‌تر.
۲ـ سازماندهی نیروی انسانی متعهد و كارا = مستعد و مبتكر و بیش از همه خوداتكا و خودباور در پروژه‌های توسعه پیشرفت.
۳ـ تأمین وسایل و تجهیزات با بهره‌گیری حداكثر از منافع موجود داخلی و با تكیه بر اهداف خودكفایی كشور.
۴ـ اعمال مدیریت پویا و متكی بر روابط انسانی و ایجاد محیطی هرچه مناسب‌تر برای تشریك مساعی همگانی.

از اقدامات مهم و بنیادین این شهید بزرگوار می‌توان اجمالاً به مواردی چند اشاره نمود:
- تأسیس دانشكده پرواز(خلبانی)، این آرزوی دیرینه هر ایرانی وطن‌پرست و پرسنل نیروی هوایی بود. اولین سری دانشجویان خلبانی در مهر ماه سال ۱۳۶۷ وارد دانشكده پرواز شدند.
- تأسیس دانشگاه هوافضا با ۸ گرایش تحصیلی و مبتنی بر برنامه‌های آموزشی ـ مجموعه‌های كارشناسی و مصوبات وزارت فرهنگ و آموزش عالی
- تأسیس دانشكده پرستاری و راه‌اندازی مركز تحقیقات و آموزش پزشكی(پاتولوژی) نیروی هوایی.
- توجه به آموزش كارا (حین خدمت) و آموزش پرسنل رده میانی.
- ایجاد هنرستان كار و دانش ـ فنی‌و‌حرفه‌ای در مركز آموزش‌های هوایی و اجرای برنامه‌های آموزش و پرورش برای افرادی كه حداكثر با سن شانزده سال به استخدام نهاجا درآمده بودند تا بتوانند همانند دانش‌آموزان دبیرستان به تحصیل بپردازند و دیپلم رسمی كشور به آن‌ها اعطا شود..
- ایجاد شبكه دیده‌بانی به‌منظور تقویت سیستم پدافندی كشور ـ ایجاد شبكه دیده‌بانی بصری ـ ایجاد موانع هوایی بر فراز دره‌ها، گذرگاه‌ها و ارتفاعات.
ویژگی‌های اخلاقی
روحیه دستگیری از بینوایان و درماندگان، از ویژگی‌های شهید ستاری بود. یكی از دوستان وی در این‌باره می‌گوید: «بعضی‌ها را با این‌كه در زندگی نیز همدم و رفیقشان بوده‌ای، فقط بعد از مرگ می‌توان شناخت. شهید ستاری اهل تظاهر نبود، ادعای عدم تعلق نداشت، از زهد دم نمی‌زد و شعار سیر و سلوك نمی‌داد؛ او را كه می‌دیدی، باور نمی‌كردی فرمانده‌ای است وارسته و از دنیا گسسته. دست و دلش باز بود، ولی نه برای خودش؛ بخشنده بود و كریم، اما نه برای خانواده‌اش؛ امكانات خوبی در اختیار داشت، اما نه برای رفاه زندگی شخصی؛ زاهد بود، نه در گفتار و یك بسیجی تمام عیار بود، ولی نه فقط در ظاهر.»
دوست دیگری از شهید ستاری چنین می‌گوید: «شهید ستاری، دلسوز انقلاب بود و دردمند مردم. سیمایش همیشه پر از لبخند بود و امید و روحش سرشار از اتكال به خدا و دلگرم به وجود رهبر. وقتی بچه‌ها به چهره‌اش نگاه می‌كردند، خستگی از تنشان می‌رفت و مشكلات را فراموش می‌كردند؛ با این‌كه او خود از همه خسته‌تر بود و باری عظیم بر دوش داشت. این جمله ورد زبانش را هرگز فراموش نمی‌كنم كه می‌گفت: با توكل بر خدا كار را شروع كنید، من هم كمك می‌كنم. پرسنل كم درآمد نیروی هوایی به خوبی به یاد دارند كه مردی ناشناس با صورتی پوشیده، در نیمه‌های شب با كیسه‌های آذوقه به درب خانه‌های آنان می‌رفت و با تكان دادن دست از محل دور می‌شد.»

شهادت
این روح خدایی و پیشاهنگ خودكفایی، نباید در بستر می‌مرد، سال‌ها تلاش، سربازی و رزم خستگی‌ناپذیر را با مرگ عادی پایان‌بردن شایسته او نبود؛ پرونده عمری خدمت‌رسانی، چندین سال حضور پیروزمندانه در میدان‌های نبرد و در پایان، كارنامه فرماندهی موفق نیروی هوایی ارتش باید با امضایی خونین بسته می‌شد.(اكبر و دیگران، ص223)
ستاری، این چهره پر از امید كه با نگاه به رخسارش، خستگی از تن آدمی در می‌آمد و او كه آسمان را به رنگ دیگری می‌دید، در پانزدهم دی 1373 به همراه چند تن از مسئولان نیروی هوایی ارتش در راه برگشت از جزیره كیش بندرعباس به تهران، بر آن شدند در جشن دانش‌آموختگی گروهی از دانشجویان دوره خلبانی پایگاه هوایی شهید بابایی اصفهان شركت كنند. به‌دنبال آن جشن و در راه بازگشت به تهران در جاده نایین-یزد، هواپیمای آن‌ها دچار نارسایی فنی شد و متلاشی گردید. در این پیشامد ناگوار، شش تن از امیران نیروی هوایی ارتش به همراه شهید ستاری و شش تن از خدمه پروازی به درجه بلند شهادت رسیدند.(همان، ص217) پیكر پاك شهید ستاری در آرامستان بهشت زهرا تهران رخ در نقاب خاك كشید.

شهید ستاری در سخن بزرگان و بستگان:
رهبر فرزانه انقلاب، آیت‌الله سید على خامنه‌اى، درباره شهید ستارى گفته‌اند:
«شهید ستاری در میدان¬های جنگ، بارها تا مرزهای شهادت پیش‌رفت و پیوسته در طلب شهادت بود. او شب و روز نمی¬شناخت و تمامی لحظات زندگی خود را وقف خدمت به اسلام و نظام اسلامی كرده بود.»(اكبر و دیگران، مقدمه)