سیدیوسف کابلی

شهید سیدیوسف کابلی

تاریخ شهادت:
۱۸ بهمن ۱۳۶۵
تعداد بازدید ۱۱۷۸ بار
سیدیوسف در 29 آبان‌ماه 1335 در یكی از جنوبی‌ترین مناطق تهران چشم به جهان گشود. كودكی‌اش هم‌چون همسن و سالانش در شور و نشاط گذشت. خانواده مذهبی او از همان سنین ابتدایی سوره‌های كوچك قرآن را به او آموختند. وقتی وارد دبستان شد بسیاری از سوره‌های قرآن را حفظ بود و نمازش ترك نمی‌شد. در دوران تحصیل آن‌چه كه او را از سایر دوستانش متمایز می‌ساخت هوش سرشار و روح ایثارگری او بود. در دوران دبیرستان سعی می‌كرد تلاوت قرآن را به دوستان و سایر محصلان یاد بدهد و برای آن‌ها رساله امام خمینی(ره) را آموزش می‌داد. پس از اتمام دبیرستان در سه رشته شیمی‌ در دانشگاه تبریز، رشته الهیات در دانشگاه شیراز و رشته مهندسی طرا حی در دانشگاه علم و صنعت تهران قبول شد كه از این میان رشته مهندسی را برگزید.
در سال 1355 مبارزات سیاسی خود را به صورت گسترده آغاز كرد. طی دوران تحصیل به مبارزه علیه خطوط منحرف و غالباً فاسد كه دانشجویان را به انحراف می‌كشیدند پرداخت.
پس از پیروزی انقلاب سید هم‌چنان در تمام صحنه‌های جنگ حضوری فعال داشت. از جمله فعالیت‌های او در این دوران عبارتند از: فعالیت در امر بنیانگذاری سلاح سنگین و توپخانه در سپاه، تشكیل واحدهای ضدزره در سپاه پاسداران، طراحی موشك‌های هدایت‌شونده ضدتانك.

او در طول سال‌های جنگ چندین بار مجروح گشت اما هر بار مصمم‌تر به جبهه بازگشت. سرانجام در روز 18 بهمن 1365 در عملیات كر بلای 5 (بین شهرك شلمچه دوئیجی) تركش خمپاره او را به آرزوی دیرینه‌اش رساند و راهی دیار شهیدان ساخت.

 

وصیت‌نامه شهید سیدیوسف کابلی:


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم


ای یاوران امام، لحظه‌ها، لحظه‌های سرنوشت و انتخاب است. حقی كه خدا به هر انسانی عطا نموده و به حول و قوه الهی و بركت امام عزیز و بركت خون شهدا و عزت اسلام ما را در این مسیر قرار داده. ما بندگانی را كه روسیاهی‌مان به خدا ثابت شده، غریق رحمت فرموده است. عزیزان این لحظه‌ها و این زمان را انتخاب كنید. انتخابی خالصانه و برای خدا كه هیچ آخر و عاقبتی بهتر از آن نیست كه خدا برای ما بپسندد و هدایت كند. (اللهم وفقنا لما تحب و ترضی) این زنجیرها و تكه چوب‌ها و استخوان‌های ته مانده و پوسیده آمال دنیوی و مادیات بیش از حد زندگی غیر از گندیده شدن انسانی و گمارهی وی از راه اسلام راستین و تنبل شدن آدمی و وابسته كردن او به لحظه‌ها و روزهای عمر فانی كه در نهایت فقط مویی سپید می‌ماند و حاصل عمری تمام گناه هیچ نفعی ندارد و انتخاب همان انتخاب از خود و از دار و ندار و هستی گذشتن و همه‌چیز را به خدا سپردن است، انتخاب همان انتخاب عشق به الله است و از همه وجود و آسایش و هستی گذشتن و در ذات وجود الهی و اراده و مشیت الهی حل شدن است. لحظه‌های عمر در حال گذر است و ما یكدفعه بیدار می‌شویم و خدای مهربان و بزرگ ان‌شاء‌الله ما و شما را برای اسلام انتخاب كرده است و پیروزی نهایی از آن ماست چون خط اباعبدالله‌الحسین(ع) همین است پس از همه نفاق و دورویی و كینه و تنبلی حتی اگر به مقدار یك ذره و برای یك بار هم كه شده، گذشت كنید و امام(ره) را و خط امام(ره) را با گوشت و خون و مشت و چنگال محافظت كنید. این سطر جاده‌ها كه به صحرا نوشته‌اند یاران رفته از قلم پا نوشته‌اند لوح مزارها همه سر بسته نامه‌هاست كز آخرت به مردم دنیا نوشته‌اند.